خداوندااا خداوندااا
پناهـــــــم بـــــــاش......
جهان تاریکی محـــــض است
میــــــــترسم کنــــــارم باش
سال نو مبارك...

برای تو که نماندی دلم سیه پوش است
نشان عشق منوتوشقایقی وحشی است
که سرنهاده به زانوی خویش وخاموش است
دلم پیاله خونین ترین گل صحراست
که پرپرازعطش آفتاب درجوش است
تبارگیسوی من باستاره همسایه است
سپیده راگل ذهنم گشاده آغوش است
خیال گریه مگرداردآسمان اینجا
درخت غم زده چتربردوش است
توباکدام خزان رفته ای که بعدازتو
صدای گام تودرآستان هرگوش است
سرودشبنم باران پس ازتوزیبانیست
بیاکه نبض من ونبض آب مغشوش است

بدرودتلخ توباورنمیشود
دیوان یادتوپرپرنمیشود
باجذبه ی همیشگی چشمهای تو
روحم اسیرجذبه ی دیگرنمیشود
سیمای زندگی ام راغم گرفته است
دیگرشراب به ساغرنمیشود
بوی گلاب زشعرترم وزد
بی جذبه ام کلام معطرنمیشود
یادتوای مسافرغریب شب
گنجانده دردل دفترنمیشود
بازنمیگردی ای رفته ازپیشم
دانم که بی توغمم آخرنمیشود

سلام به داداشهاوآبجیهای گلم:
امیدوارم حالتون خوب باشه
متاسفانه یه مدتی نمیتونم نت بیام احتمالا این آخرین آپم درسال۸۷بود
من توی این مدت که باشمابودم اصلا احساس تنهایی نمیکردم ازهمتون ممنونم![]()
دلم واسه همتون تنگ میشه وبه یادتون هستم
تاوقت برگشتنم
مهربوناخداحافظ![]()
طرح خورشیدی تودرفردای من
من گیاه شوره زاری بوده ام
برگ خشکی دربهاری بوده ام
بیدعریانی کناررودآب
تک درخت زخمناک اضطراب
بی تودودم. آتشم .آبم. کیم؟
عابری درکوچه تنهایی ام
پاره های نامه ای درچنگ باد
سنگفرش خلوتی درشهریاد
اشک مرطوبی به کاغذریخته
باخطوط مبهمی آمیخته
کوچه باغی بی پرنده بی عبور
جنگلی بی برگ سردوسوت وکور
آشیان گم کرده مرغی بی سرود
قصه ی بی انتهایی مثل دود
بی توشب ازبیستون یادها
میرسد آوازه ی فرهادها
بی توباران درگلوی ناودان
میدمد آهنگ عشقی جاودان
بی توعطرسنجد وحشی پیر
خفته درنبض هوای زمهریر
من زمینم نم نم باران تویی
وعده گاه قهردلداران تویی
ماهیم ازجویباری خردودور
میروم تاساحل دریای نور
تاتوراجویم درون آبها
درصدفهای سپید خوابها
بی توتنهایی من جاوید باد
آسمانم ابری ونومیدباد
دیگرازشام جدایی خسته ام
دل به صبح آشنایی بسته ام
من به سوی تو پیش می آیم
تو همون ساحلی غرورآلود
من به خاک تو چشم میسایم
پشت دروازه شب مهتاب
بی تومشتاق ومنتظرهستم
پشت پرچین باغ سبزعبور
بی تو مرغی شکسته پر هستم
تن به آب ستاره میشویم
میزدایم زخود جدایی را
پیچک بازوان خود بگشا
تاچشم طعم آشنایی را
بانگاهت زمن میپرسی
ازکدامین جزیره می آیی
میزنم خنده های شرم آلود
ازتباروسیع تنهایی

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن....
ولی ای کاش بودی تااشکهایم ازشوق دیدارت سرازیر میشد
کاش بودی ودستهای مهربانت مرهم همه دلتنگی ها ونبودنها یت میشد
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
ودردهایم رابه گوش تومیرساندم بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعدازتو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم
کاش می دانستی چقدر دوستت دارم
میدانی حالا که ازکنارم رفته ای لحظه های زندگی برایم پر ازدردوعذاب شده
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگر بهانه ای نیست برای ادامه زندگی.......
جزانتظار به تو رسیدن
انتظار...............
من جزاون پناهی ندارم وقتی دلم خیلی میگیره ![]()
وقتی دنیا باهمه بزرگیش برام یه قفس میشه![]()
وقتی حتی نفس کشیدن برام تنگ میشه![]()
وقتی هیچ دستی نیست که بگیره دستمو![]()
فقط وفقط سرمو روبه آسمون میگیرم![]()
ودستامو به سوی خودش بلند میکنم![]()
خودش میدونه که من چقدر کوچیکم وچقدر ناتوان![]()
هروقت ازش کمک میخوام کمکم میکنه![]()
اون به مزاحمتهای وقت وبی وقت من عادت کرده![]()
خودش خیلی خوب میدونه که چقدر دوسش دارم![]()
.....معبودم ای تنهاترین تنها من همون شب زده ام![]()
خدا جونم دوست دارم............![]()

رسم دنیا اینه که آدما همدیگه رو میشکنند وخرد میکنن وازبین میبرن
همه ما وقتی روی برگهای پاییزی پا میزاریم ازصدای خرد شدنش لذت میبریم
خدا کنه که ما روی دل کسی پا نزاریم که ازشکستن وخرد شدنش بخوایم لذت ببریم
درآسمان تصویری اززندگی خودرادیدم
درهرقسمت دوجای پابود
یکی متلق به من ودیگری متعلق به خدا
وقتی آخرین تصویرزندگی ام رادیدم
به جای پای روی شنهانگاه کردم
دیدم که چندین زمان درزندگی ام یک جای پابیشترنیست
برای رفع ابهام ازخداسوال کردم
خدایافرمودی که اگربه توایمان بیاورم
هیچ زمان مراتنهانخواهی گذاشت
دیدم که درسختترین لحظات زندگی ام تنهایک جای پاهست
چرادرزمانی که بیشترین نیازرابه توداشتم
تنهام گذاشتی؟
خدافرمود:
فرزندعزیزم ترادوست دارم
وتنهایت نمیگذارم
درمواقع سختی اگریک جای پابیشترنیست
دران لحظات تورابه دوش میکشیدم
ممنونم خدابه خاطراینکه همیشه هستی.......همیشه
این رزابهونه کم نیست واسه خیس بودن چشمام
واسه تعبیریه جاده توی رویازیرپلکام
این روزادلم گرفته ازدروغ یه مسافر
ازیه بازیگرعاشق بی کس وتنها به ظاهر
اگه من دارم میسوزم بازی چرخ زمونه ست
میدونم وفانداره سرنوشت همش بهونه ست












